سيگيسموند است. به گفتهٴ سودهوف رسالهٴ كبير بايد حدود 1406/1407 اول نوشته شده باشد و
رسالهٴ صغير بلافاصله پس از آن، و هر دو مربوط است به طاعون سال 1406 در بوهميا.
سيگيسموند در رسالهٴ كبير از نخستين نشانههاي طاعون با تفصيل بحث ميكند و اشارههايش علاوه بر تجربههاي شخصي مبتني بر آثار بقراط، ارسطو، جالينوس، ابنسينا و آرنولد ويلانووايي است. پزشك بايد پيش از اقدام به درمان بيمار نوع تب را شناسايي كند و تنها درمانهايي را به كار برد كه مناسب آن باشد. روشهاي عمدهٴ درمان عبارت است از فصد، مسهل و پرهيز غذايي. سيگيسموند نسخههاي زيادي براي قرص و شربت ميدهد. تغذيهٴ مناسب بيمار در اين رساله و ساير آثار سيگيسموند تاحدي به تفصيل بيان شده، هم غذاهايي كه بايد خورد و هم آنها كه بايد پرهيز كرد. بايد به دفعات و به مقدار اندكي خورد (روشي كه اغلب امروز توصيه ميشود). استحمام مكرر توصيه شده، ولي در خانه و نه در گرمابههاي عمومي؛ زيرا طاعون بهوسيلهٴ آنها بهآساني انتشار مييابد.
سيگيسموند در مجموعهٴ صغير به برخي مطالبي كه در مجموعهٴ كبير آمده تأكيد ميكند. ولي در مورد علتهاي طاعون به بحث بيشتري ميپردازد. علت اصلي، هواي آلوده است كه از برخي قرانهاي كواكب، كسوف و خسوف و ساير پديدههاي نجومي، از بخارهاي غليظ متصاعد شده از زمين و از تنفس شخص بيمار ناشي ميشود. برخي دليلهاي اينكه كساني مبتلا ميشوند: اصول تندرستي را رعايت نميكنند، غذاهاي ((آبدار)) و ديرهضم زيادي ميخورند، خيلي ميترسند و بهقدر كافي نميخوابند. درمانهاي موٴثر عبارت است از : غذاي مناسب، شهرها و خانههاي فاقد آلودگي، حمامشخصي، قرصهاي مسهل (كه نسخههاي متعددي براي آن ميدهد)، فصد و استراحت كافي.
تعدادي از آثار آلبيك هنوز چاپ نشده است و تنها نسخههاي انگشتشماري از آنها را ميتوان يافت (بهويژه در پراگ). گروهي از تجويزها در موضوعهاي مختلف از او در دست است؛
درمان سرفه (1398)؛ دستور
درباب جماع و معالجهٴ سرعت انزال؛ درباب علاج دنداندرد؛ تجارب؛ دستورها و تجارب؛ در سال 1416 در شهر بودا
رسالهاي در باب فلج براي سيگيسموند لوكزامبورگي (امپراتور 1410ـ1437)، نوشت؛ همچنين رسالهاي در آيين تندرستي براي او تأليف كرد. ساير آثار چاپنشدهاش عبارت است از : رساله در باب
بحران؛ گزارشها و درسها؛ تب و گرماي زياد؛ اشكال دارويي؛ رسالهٴ كوچكي در اعمال طب
و رسالهاي به زبان آلماني.
7. شرق مسيحي
هاكپ ارمني
پزشكي به اين نام در حدود 1385 در فرانكفورت اقامت داشت. شايد او پزشكي باشد كه دو